خرید بک لینک

رنگی از عشق در نگاهت نیست
بویی از زندگی به چاهت نیست
صبح و شامت یکی شده است انگار
جلوه ی روشنی به ماهت نیست
خشک و بی روح و بی صفا پاییز
سبزه در ساقه ی گیاهت نیست
من سراپا نیازم و محتاج
بی نیازی دگر گناهت نیست
لشکرت جز سیاه لشکر نیست
غیر من کس در این سپاهت نیست
سرد و بی روح و بی تفاوت آه
چون اجاقی که دود ِ آهت نیست
خلوتی ما دوتا خراب و مست
در خیالات پر گناهت نیست

علیرضا نجفی
اسفند ۱۴۰۰

برچسب: نویسنده: آرین اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 8:51

دنیا هر آنچه هست فریب است و بعد هیچ
 شیرین و ترش خوردن یک سیب و بعد هیچ
مانند یک گلوله ی برفی به روزگار 
خیلی سریع در سفر شیب و بعد هیچ 

علیرضا نجفی 
اسفند ۱۴۰۰

برچسب: نویسنده: آرین اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 8:51

چقدر ساده و خاکی چقدر افتاده رها ز رنگ تعلق اصیل و  آزادهبرای حاجت مردم گشاده رو ،خندانهمیشه پا به رکاب و مداوم آمادهبصیر و اهل ولا اهل زهد و با تقویرفیق منبر و محراب و مهر و سجادهتو مثل آب روانی زلال و ما بی توشبیه ماهی بیرون از آب افتادهمجاهدی که نبودش خسارتی سنگیننماد فضل و تعهد امید آینده پیام حضرت آقا به ما نشان دادهچه اتفاق عظیمی به شهر افتادهچه غفلتی که تو بودی و ما ندانستیمخدا چه نعمت خوبی هدیه مان دادهدلم شبیه چراغی که از نفس افتادبه روی شانه ام انگار، کوه افتادهعلیرضا نجفیفروردین ۱۴۰۱

برچسب: نویسنده: آرین اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 8:51

صفحه بندی